اسفند ۲۲، ۱۳۸۸

فرهنگ اعراب 1300 سال است میخواهد نمادهای ایران باستانی ما را اینگونه شبیه سازی کند:

1- حسین در مقابل سیاوش :

ایرانیان باستان، بر این باور بودند كه روزی ، سیاوش كه قربانی خشم سودابه شده و به جهان تاریكی یا دنیای مردگان رفته است، به دنیای زندگان باز می گردد. در آن روز ایزد شهید شونده که همان سیاوش باشد با بر پا داشتن حكومت داد، جهانی بی درد و رنج بنیان می نهد. دنیایی كه در آن برابری كامل برقرار بوده و از هیچگونه بی عدالتی و ستم و بیدادی نشانه ای نخواهد بود! جهانی که در گنگ دژ در شاهنامه می توان سراغ گرفت.

كزین بگذری، شهر بینی فراخ
همه گلشن و باغ و ایوان و كاخ
همه شهر گرمابه و رود و جوی
به هر برزنی، رامش و رنگ و بوی
همه كوه نخجیر و آهو به دشت
بهشت این چو بینی نخواهی گذشت
تذروان و طاوس و كبك دری
بیابی چو بر كوه ها بگذری
نه گرماش گرم و نه سرماش سرد
همه جای شادی و آرام و خورد
نبینی در آن شهر بیمار كس
یكی بوستان از بهشت است و بس
همه آب ها روشن و خوشگوار
همیشه بر و بوم او چون بهار

به همین مناسبت، در ده روز پایانی سال كهنه و در آستانه ی سال جدید، مراسم ( سووشون ) بر پای می داشتند. در این مراسم اسبی سیاه را با زین و یراق به بیرون شهر می بردند و بر در دروازه های شهر به انتظار بازگشت سیاوش می نشستند، تا بازگردد و جهانی از داد و خرد بنا نهد.
مراسم تاسوعا و عاشورا، همان مراسم سووشون است .
در این مراسم، سیاوش ( ایزد شهید شونده ) جایش را به امام حسین داد. ذوالجناح سفید رنگ نیز جای اسب سیاه و شبرنگ سیاوش را گرفت.  


2- ذوالفقار علی در مقابل گرز آهنین رستم

3- ذوالجناح سفید رنگ در مقابل اسب سیاه و شبرنگ سیاوش 

4- تعزیه عاشورا در مقابل تعزیه سوگ سیاوش

در این مورد : از رادیو فردا مقاله ای بخوانید  


5-  عید فطر در مقابل عید نوروز


-----------------------------------------------------------



منبع: 
ن. ک. شاهرخ مسکوب، سوگ سياوش (در مرگ و رستاخيز)، تهران: خوارزمي، چاپ اول 1350، چاپ ششم1370؛ خواب و خاموشي، لندن: دفتر خاک 1994؛ مرتضي کيوان، تهران: نشر کتاب نادر، 1382.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر